خانه

نئولیبرالیسم

econo-neoliberalism-starts.jpg
در چرخۀ تضييقات مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
مقالات
جمعه, 08 مرداد 1389 ساعت 03:02

atomic-war-us-iran

اگر ايران اجازه داشته باشد برای مصارف غيرنظامی خود دست به غنی‌سازی اورانيوم بزند، مطمئناً خاورميانه در ‏اغتشاش و هرج‌ومرج فرو نخواهد رفت. در عين حال بايد منافع امنيتی مسلم و غيرقابل انکار ايران که خواستار ‏خودداری آمريکا از اعمال خشونت و امضای قرارداد عدم تجاوز است، پذيرفته شود. هردوی اين پيشنهادات ‏تاکنون از طرف ايالات متحده آمريکا رد شده است. گامی که به مراتب سخت‌تر است، ولی می‌تواند تنها اساس ‏مطمئن برای يک نظم صلح‌آميز در خاورنزديک و دور باشد، استقرار منطقه عاری از سلاح‌های هسته‌ای است که ‏البته سلاح‌های کشتار جمعی شيمايی و ميکربی را نيز بايد در بر گيرد.

 

 

تارنگاشت عدالت

نورمان پش
منبع: مجله اوسيتزکی
برگردان خ. طهوری

هنگامی که شورای امنيت سازمان ملل پس از ماه‌ها چانه زدن، اقدامات تضييقی نوينی عليه ايران را به تصويب ‏رسانيد، دولت‌های اتحاديه اروپايی قطع‌نامه را کافی ندانستند. آن‌ها فوراً چند گام تضييقی ديگر بدان افزودند، ‏بدون آن‌که التفاتی به مسکو و پکن که مدت‌ها کوشش کرده بودند آن‌ها را برای يک اقدام مشترک جلب کنند، ‏بنمايند. باوجود اين تنها دولتمردان حرفه‌ای بی‌ابتکار معتقدند که فشار روی ايران افزايش خواهد يافت. اتاق‌های ‏فکری آن‌ها سال‌هاست که بی‌فايده‌ای اين اقدامات را پيش‌گويی کرده اند، هرچند که راه‌های بديلی ارايه ‏نداشته بودند.‏

بنياد دانش و سياست در برلين  ‏SWP‏ به کرّات تذکر داده بود که فشار اقتصادی، تهران را مجبور نخواهد کرد تا در ‏مورد مسأله هسته‌ای نرمش به خرج دهد. ولی برعکس، به زيان‌های اساسی اين سياست توجه داده بود. ‏مثلاً اين‌که ايران گفتمان اتحاديه اروپايی در مورد حقوق بشر را که در سال ۲۰۰۶ به دليل اقدامات تضييقی قطع ‏کرده بود، مجدداً از سر نخواهد گرفت. در بين مردم ايران اين احساس (که دور از حقيقت هم نيست) پديد آمده ‏که فعاليت‌های اروپا در مورد دمکراسی و حقوق بشر در خدمت اهداف استراتژيک ديگری قرار دارد.‏

SWP‏ همين طور در مورد پی‌آمدهای تأمين انرژی اروپا هشدار داده بود، زيرا که منطقه خليج [فارس] و در آنجا به ‏ويژه ايران، تنها بديل اقتصادی منطقی در مقابل وابستگی به روسيه و کشورهای شمال آفريقاست. روسيه، ‏چين ولی همين طور هندوستان، ترکيه و برزيل خواهند توانست رفته‌رفته جای خالی مصرف کنندگان اروپايی ‏نفت را پر کنند. ‏SWP‏  همين طور ابراز نگرانی می‌کند که غرب تهران را به عنوان فاکتور باثبات کننده در ‏افغانستان، به کنار گذاشته و گام‌های اوليۀ برداشته شده را پس گرفته است. نتيجه اين که: «در مقابل اين ‏زيان‌ها تنها اين اميد واهی قرار گرفته که ايرانيان را می‌توان با اقدامات تضييقی به نرمش وا داشت.» بايد جرأت  ‏آغاز نوينی را در سياست ايران داشت.‏

البته اين نتيجه‌گيری، منطقی است. ولی بعد از آن فکر ديگری جز از لزوم ادامه تضييقات به مخيله ‏SWP‏ خطور ‏نمی‌کند، البته همراه با اين پيشنهاد که لازم است زيان‌های نامبرده نيز در نظر گرفته شوند.‏

بنياد کارنگی برای صلح بين‌الملل ‏‎ Carnegie Endowment for international Peaceکمی خلاق‌تر با اين اقدامات ‏بی‌ارزش برخورد می‌کند. به خاطر آن‌که در آينده از تأثير تشديدکنندۀ اين تضييقات جلوگيری به عمل آيد، لازم ‏است که غرب مرز مشخصی را تعيين کند و با يک قطع‌نامه منطبق با بخش هفتم منشور ملل متحد، ‏پی‌آمدهای زير پا گذاردن اين مرز را  اعلام دارد. يک چنين قطع‌نامه‌ای دارای اين مزيت است که منطبق با بند ۴۲ ‏منشور سازمان ملل متحد، نه تنها اقدامات سياسی و اقتصادی، بلکه هم‌چنين عمليات نظامی را ممکن ‏می‌سازد. و در اين صورت بايد تنها تصميم گرفته شود که آيا مرز تعيين شده مورد تجاوز قرار گرفته يا خير، بدون ‏آن‌که لازم باشد به نوع اقدامات تضييقی که بسيار بغرنج خواهد بود، پرداخته شود. اين تضييقات توسط قطع‌نامه ‏مشخص شده اند. البته اين ساختاری است که تاکنون مورد استفاده قرار نگرفته، ولی روزی بايد آن را آزمود. ‏منطق سياسی غرب در مورد ايران ظاهراً نمی‌تواند بدون اقدامات تضييقی عمل کند.‏

هيستری تهديد در ابتدای سال جاری، هنگامی که آژانس بين‌المللی انرژی اتمی ‏IAEA‏ روز ۱٨ فوريه در وين از ‏‏«وجود احتمالی فعاليت‌های گذشته و يا حال، که شامل تکامل سوخت هسته‌ای برای موشک‌ها می‌شود» ‏سخن گفت، شدت گرفت. با اين‌که اين مطلب برمبنای شناخت‌های تجربی جديد آژانس بنا نگرديده بود، بلکه ‏مدير گذشته آژانس آقای محمد البرادعی رفته بود و رييس جديد «يوکيا آمانو» ژاپنی تعبير جديدی از اطلاعات ‏قديمی را ارايه داده بود.‏

مسأله واقعاً بر سر چيست؟ در اکتبر ۲۰۰٩ مذاکراتی بين ايالات متحده و ايران صورت گرفت که محتوای آن ‏ارسال ۱۶۰۰ کيلوگرم اورانيوم ۳٫۵ درصد غنی شدۀ ايران به روسيه بود. قرار بود که اين ماده در روسيه به ‏‏۱٩٫٧۵درصد اغنا رسيده و سپس برای تبديل به لوله‌های سوختی به فرانسه ارسال گردد. ايران مواد سوختی ‏را عاجلاً برای نيروگاه تحقيقاتی خود در تهران که برای استفاده پزشکی راديو ايزوتوپ توليد می‌کند، نياز دارد. ‏ذخيره‌های اين کشور تا آخر سال جاری به پايان می‌رسد. ايالات متحده آمريکا تاکنون به بهانه اين‌که تا ايران ‏غنی‌سازی اورانيوم خود را که اورانيوم ۳٫۵ درصدی توليد می‌کند، متوقف نسازد، از خريداری اورانيوم ۱٩٫٧۵ ‏درصدی در بازارهای آزاد جلوگيری به عمل آورده است.‏

بنابر گزارش ‏IAEA‏ ايران در اوايل سال ۲۰۱۰ تقريباً ۱٨۰۰ کيلوگرم اورانيوم ۳٫۵ درصد غنی شده داشت که اگر به ‏‏٩۰ درصد اغنا برسد، برای توليد تنها يک بمب اتمی کافی است. اما از آنجا که ‏IAEA‏  کل ذخيره اورانيوم را زير ‏نظر دارد، هرنوع استفاده جانبی از آن فوراً افشا خواهد شد. ذخيره گاز «هکسافلوريد اوران» ‏‎ UF6‎که از اورانيوم ‏غنی شده به عمل می‌آيد، از خارج وارد می‌شود و تقريباً به پايان رسيده است و در ضمن اين امر شامل ذخيره ‏اورانيوم نيز می‌شود. هر مقدار اورانيوم که بخواهد تحويل داده شود، بايد به اطلاع ‏IAEA‏  برسد که از اين طريق ‏کليه فعاليت‌های ايران را تحت کنترل خواهد داشت.‏

عدم وجود رابطه منطقی با سياست ايران بار ديگر در سپتامبر سال ۲۰۰٩ هنگامی که «ساختمان تأسيسات ‏غنی‌سازی» در قم «کشف شد»، که تهران آن را قبلاً اعلام نکرده بود، خود را جلوه داد. آشفتگی و هيجان ‏بسيار بزرگ بود. البته عکس‌های ماهواره‌ای که بعدها انتشار يافت زيربنای خام ساختمانی را بدون هيچ ‏تأسيسات صنعتی نشان می‌داد. پيشنهاد ايران، که غنی‌سازی اورانيوم موجود، در يک تأسيسات اتمی در ‏منطقه و تحت کنترل شديد بين‌المللی انجام گيرد، همان طور به باتلاق فراموشی سپرده شد که پيشنهاد ۱٧ ‏ماه مه سال جاری برزيل و ترکيه در مورد انبار اورانيوم ۳٫۵ درصدی ايران در ترکيه، که مورد قبول ايران نيز قرار ‏گرفت. پيشنهاد کليشه‌وار ايالات متحده آمريکا که ايران بايد به مذاکرات باز گردد، ظاهراً آن قدر توخالی و تمايل ‏به اجرای اقدامات تضييقی آن قدر شديد است، که به اين ترديد دامن می‌زند، سياست تضييقی اهداف ديگری ‏را و نه جلوگيری از ساختن يک بمب اتمی دنبال می‌کند.‏

‏«اسکات ريتر» بازرس تسليحاتی سازمان ملل متحد در بين سال‌های ۱٩٨٨ تا ۱٩٩۰ و رييس بازرسان سازمان ‏ملل در عراق در بين سال‌های ۱٩٩۱ تا ۱٩٩٨، به هرحال براين عقيده است که ايالات متحده آمريکا هيچ‌گاه در ‏نظر نداشته که غنی‌سازی اورانيوم در ايران را تا حد ۳٫۵ درصد محدود نگاه دارد و اورانيوم ۱٩٫٧۵درصدی لازم ‏برای مصرف پزشکی را در اختيار اين کشور قرار دهد. آمريکا همواره در صدد بوده، تا آنجا که ممکن است از ذخاير ‏اورانيوم ايران بکاهد و به همين دليل پيشنهاد آمريکا در مورد تبادل اورانيوم نيز محکوم به شکست بود، زيرا آن‌ها ‏مايل نبودند اين تبادل طی چندين ماه صورت گيرد. هدف آن‌ها کش دادن قضيه برای چندين سال بود. در عوض ‏ايران از ابتدای ماه فوريه سال جاری خود به غنی‌سازی ۱٩٫٧۵ درصدی پرداخت تا قادر باشد نيروگاه خود را در ‏تهران فعال نگاه دارد.‏

بدين صورت استراتژی ايالات متحده برای جلوگيری کامل غنی‌سازی اورانيوم، مانند نيت محدود نگاه داشتن آن ‏در سطح نازل به شکست منجر شد. اگر هدف دولت آمريکا تشديد تضادهای درونی در ايران و بی‌ثبات‌سازی ‏دولت کنونی، يعنی «تغيير رژيم» در ايران باشد، که مسأله غيرمعمولی در استراتژی سياست خارجی آمريکا ‏نيست، ممکن است که در آن صورت صورتحساب درست آنچه را که به هر حال به ايران نسبت می‌دهد و ‏می‌خواهد از وقوع آن جلوگيری به عمل آورد، دريافت نمايد: تشديد روند تسليحاتی و رسيدن به توانايی ‏هسته‌ای. و با اين وضع ديگر چيزی به رسيدن به مرز جنگ با پی‌آمدهای مهلک و فاجعه‌بار آن باقی نمی‌ماند. از ‏طرف آمريکا و اسرائيل به طور منظم اظهاراتی انتشار می‌يابند که گزينۀ حمله نظامی به تأسيسات ايران در ‏برآوردهای سياست‌گذاران خاورميانه جای ثابت خود را دارد. با طعنه می‌توان پرسيد: چگونه می‌توان انتظار ‏داشت که از يک سياست خراب و ورشکسته و اين همه بی‌اعتباری، چيز ديگری بيرون آيد؟ سياست اين حق ‏‏(از نظر قوانين بين‌الملل) مسلّم ايران را در مورد استفاده از فن‌آوری هسته‌ای برای اهداف غيرنظامی زير پا ‏می‌گذارد. کشورهايی که امروز اقدامات تضييقی عليه ايران به کار می‌گيرند، راه را برای توليد بمب در اسرائيل ‏هموار ساختند. آن‌ها نه عليه رشد تسليحاتی هسته‌ای و خودداری از امضای قرارداد منع و توسعه سلاح‌های ‏هسته‌ای هندوستان و پاکستان گامی برداشتند و نه قيد و شرطی عليه اعلام برزيل که کوشش خواهد کرد ‏توانايی غنی‌سازی کشور خود را توسعه بخشد، مطرح نمودند. ضد و نقيض‌های موجود در سياست آن‌ها بيش‌تر ‏از آن روست که بتوان اعتباری برای اعلام مکرر اين‌که تهران در شرف دستيابی به بمب اتمی است، خريداری ‏کرد.‏

اين مسأله بسيار خطرناک است و بايد از آن جلوگيری به عمل آورد، اما با ابزارهای سياسی که در اختيار ‏هستند ولی تاکنون به طور جدی مورد بررسی قرار نگرفته اند.‏

اگر ايران اجازه داشته باشد برای مصارف غيرنظامی خود دست به غنی‌سازی اورانيوم بزند، مطمئناً خاورميانه در ‏اغتشاش و هرج‌ومرج فرو نخواهد رفت. در عين حال بايد منافع امنيتی مسلم و غيرقابل انکار ايران که خواستار ‏خودداری آمريکا از اعمال خشونت و امضای قرارداد عدم تجاوز است، پذيرفته شود. هردوی اين پيشنهادات ‏تاکنون از طرف ايالات متحده آمريکا رد شده است. گامی که به مراتب سخت‌تر است، ولی می‌تواند تنها اساس ‏مطمئن برای يک نظم صلح‌آميز در خاورنزديک و دور باشد، استقرار منطقه عاری از سلاح‌های هسته‌ای است که ‏البته سلاح‌های کشتار جمعی شيمايی و ميکربی را نيز بايد در بر گيرد. اين بهانه کليشه‌وار که اسرائيل را ‏نمی‌توان به چنين اقدامی مجبور ساخت، قدرت خود را از دست خواهد داد، اگر به خاطر آوريم که سفير سابق ‏اسرائيل در آلمان «آوی پريمور» بارها تضمين کرده بود، اسرائيل هر کاری را که آمريکا بخواهد، انجام خواهد داد و ‏مجبور است انجام دهد.‏