خانه مقالات اوباما به نظام سرمايه‌داري امپرياليستي متعصبانه ايمان دارد

نئولیبرالیسم

econo-neoliberalism-starts.jpg

مطالب مرتبط

اوباما به نظام سرمايه‌داري امپرياليستي متعصبانه ايمان دارد مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
مقالات
جمعه, 08 مرداد 1389 ساعت 01:21

fidel-castro-young-1 

هرکسی می‌تواند بفهمد که چنین نظامی قابل تحمل نیست و از همین روی است که ثروتمندترین بخش سرمایه‌داران در آمریکا و متحدین آن در سراسر جهان از نظامی دفاع می‌کنند که فقط بر ناآگاهی، دروغ و واکنش‌های طراحی شده در اذهان عمومی جهان متکی است – واکنش هائی که توسط انحصار رسانه‌های جهانی، منجمله شبکه‌های اینترنت، ایجاد می‌شوند.

 

 

 

مترجم: علی مفرح

 

رهبر انقلاب کوبا در مقاله اخیر خود با اشاره به اقدامات و تصمیمات رئیس‌جمهور آمریکا در یکسال گذشته تصریح کرد باراک اوباما به نحوی جزم‌اندیش و متعصبانه به نظام سرمایه‌داری امپریالیستی که آمریکا به جهان تحمیل کرده ایمان دارد.

به گزارش فارس، “فیدل کاسترو “، رهبر انقلاب کوبا با انتشار مقاله‌ای در مطبوعات این کشور تصریح کرد، سیاست‌های نظامی‌گرانه دولت جاری آمریکا، غارت منابع طبیعی کشورهای فقیر جهان سوم و مبادله نابرابر تجاری با آنان هیچ تفاوتی با سیاست‌های اسلاف این دولت ندارد.
متن کامل مقاله مورد اشاره در ادامه می‌آید./
* * * * *
باراک اوباما به نحوی جزم‌اندیش و متعصبانه به نظام سرمایه‌داری امپریالیستی، که آمریکا به جهان تحمیل کرده، ایمان دارد. او نطق‌های خود را با این جمله پایان می‌دهد: “رحمت خدا بر آمریکا باد. ”

برخی از اعمال او باعث آزردگی اذهان عمومی جهانیان شد. در حالی که جهانیان با پیروزی این نامزد آفریقائی‌تبار بر نامزد راستگرایان افراطی آمریکا ابراز همبستگی می‌کردند، او با استفاده از یکی از بدترین بحران‌های اقتصادی که جهان تاکنون به خود دیده، و درد و رنجی که مردم در اثر جان باختن جوانان آمریکائی و یا مصدومیت و یا ناقص‌العضو شدن آنان در جنگ‌ها و قتل‌عام‌های سلطه‌گرانه سلف او احساس می‌کردند، آراء اکثریت ۵۰ درصد حائزین شرایط رای دادن را که در این کشور دمکراتیک حاضر به رای دادن شدند به دست آورد.ادامه…

اوباما، فقط به خاطر رعایت اصول اولیه اخلاقی، باید از پذیرفتن جایزه صلح نوبل امتناع می‌کرد. چرا که او قبلاً تصمیم خود را برای اعزام ۴۰،۰۰۰ سرباز بیشتر به جنگی بی‌معنی در قلب آسیا اتخاذ و اعلام کرده بود.

سیاست‌های نظامی‌گرانه دولت جاری آمریکا، غارت منابع طبیعی کشورهای فقیر جهان سوم و مبادله نابرابر تجاری با آنان هیچ تفاوتی با سیاست‌های اسلاف این دولت ندارد. اسلاف این دولت، به جز در مواردی معدود، در سراسر قرن گذشته دولت‌های راستگرای افراطی بوده‌اند.

سند ضد دموکراتیکی که در اجلاس کپنهاک به جامعه جهانی تحمیل شد – که به خاطر وعده‌ای که برای همکاری در مبارزه علیه تغییرات آب‌وهوائی داده بود مورد تحسین قرار گرفت – اقدام دیگری بود که بسیاری از مردم را در جهان مأیوس کرد. آمریکا، بزرگ‌ترین تولید‌کننده گازهای گلخانه‌ای، علیرغم سخنان شیرین و خوش‌آیندی که رئیس‌جمهور آن قبلا ابراز کرده بود، حاضر نشد تاوان لازم برای رفع این آلودگی‌ها را بپردازد.

فهرست کردن کلیه تناقصات و تضادهای موجود مابین آراء و نظریاتی که ملت کوبا با تحمل هزینه‌های گزاف در مقابل سیاست‌های مستکبرانه این امپراطوری غول‌پیکر از آنها دفاع کرده، وقت زیادی خواهد گرفت.

علیرغم این هزینه‌ها، هیچ عداوتی، نه تنها نسبت به اوباما، بلکه نسبت به آمریکا هم نداریم. ما معتقدیم که مبارزه برای به تصویب رساندن قانون اصلاحاتی مراقبت‌های پزشکی مبارزه مهمی بوده و موفقیت بزرگی برای دولت اوباما محسوب می‌شود. لکن، این بسیار غیرعادی و غیرقابل انتظار است که ۲۳۴ سال پس از صدور اعلامیه استقلال در سال ۱۷۷۶ در فیلادلفیا، که با الهام گرفتن از نویسندگان و طرفداران دایره‌المعارف فرانسه نوشته شد، دولت آمریکا قانونی برای مراقبت پزشکی از اکثریت عظیم مردم این کشور به تصویب برساند. این کاری است که کوبا، نیم قرن پیش، در حق تمام مردم خود انجام داد. و این علی‌رغم محاصره بی‌رحمانه و غیرانسانی و بی‌سابقه‌ای است که عملاً توسط تمام قدرت‌های بزرگ، به کوبا تحمیل شده است. سال‌ها قبل، پس از گذشت تقریباً یک قرن از استقلال آمریکا و پس از جنگی خونین، “آبراهام لینکلن ” توانست آزادی قانونی را برای بردگان تامین کند.

از سوی دیگر، من نمی‌توانم در این باره فکر نکنم که بیش از یک سوم مردم جهان از مراقبت‌های پزشکی و داروهائی لازم برای تامین سلامت خود محروم‌اند. این وضع در اثر تغییرات آب‌وهوائی وخیم‌تر شده و در اثر کمبود آب و مواد غذائی به طور افزاینده‌ای در جهان تشدید خواهد شد. چون در حال حاضر، جمعیت جهان در حال افزایش است، جنگل‌ها در حال نابودی هستند، اراضی کشاورزی دارند کاهش می‌یابند و هوا غیرقابل تنفس می‌شود. و این جهان که نوع بیشتر، کمتر از ۲۰۰ هزار سال پیش در آن ظاهر شد – و اینک در آن به سر می‌برد به عبارت دیگر ۳٫۵ میلیون سال پیش از آنکه اشکال حیاتی در این سیاره ظاهر شود – باری نوع بشر در حال حاضر با خطر انقراض و ناپدید شدن مواجه است.

با پذیرفتن این امر که قانون اصلاحاتی مراقبت پزشکی برای دولت اوباما موفقیتی به شمار می‌رود، رئیس‌جمهور جاری آمریکا نمی‌تواند این مسئله را انکار کند که تغییر آب‌وهوا تهدیدی علیه سلامت، و حتی بدتر، موجودیت کلیه ملل جهان به شمار می‌رود. چرا که افزایش دما ـ بیشتر از حد خطیری که اکنون به آن نزدیک شده‌ایم ـ در حال ذوب کردن یخ‌های یخچال‌های طبیعی، و ده‌ها میلیون متر مکعب یخ‌هائی است که در قلل کوه‌ها، قطب جنوب، گرینلند و سیبری روی هم انباشته شده‌اند. این یخ‌ها در عرض چند دهه ذوب شده و در نتیجه آن کلیه بنادر جهان و سرزمین‌هائی به زیر آب می‌روند که بخش بزرگی از جمعیت جهان در آن سکنی دارند و به کار و تامین معاش خود مشغول هستند.

اوباما، رهبران کشورهای لیبرال و متحدین آنها، دانشمندان آنها و مراکز تحقیقاتی آنها بر این امر واقف‌اند. امکان ندارد آنها از این خطر آگاه نباشند.

من متوجه رضایت خاطری که در نطق رئیس‌جمهور اوباما مستتر بود هستم. او در این نطق کمک‌های اعضاء کنگره و دولت را که معجزه تصویب قانون مراقبت‌های پزشکی را ممکن ساختند بیان داشت و به رسمیت شناخت. این مصوبه موضع دولت اوباما را در مقابل گروه‌های فشار و منتقد و مزدوران سیاسی، که توانائی‌های دولت را محدود می‌کنند، تحکیم و تقویت کرد. چنانچه کسانی که در شکنجه، قتل و کشتار در مقابل دریافت مزد، و قتل عام مردم دست داشتند مجدداً عنان دولت را در آمریکا به دست می‌گرفتند، شاهد وضع بدتری بودیم. اوباما، بعنوان شخصی که بدون چون و چرا هوشمند و به قدر کافی مطلع است، می‌داند که هیچ گونه انحرافی در سخنان من وجود ندارد. امیدوارم عبارت‌های احمقانه‌ای که برخی از اوقات در مورد کوبا به کار می‌برد به ذکاوت او لطمه‌ای وارد نسازد.

پس از پیروزی در این جنگ بر سر حق مراقبت‌ پزشکی برای کلیه آمریکائیان، ۱۲ میلیون مهاجر که اکثراً اهل آمریکای لاتین، هائیتی و سایر کشورهای کارائیب هستند، خواستار قانونی شدن حضور خود در ایالات متحده آمریکا هستند. آنها در این کشور مشاغلی دارند که سخت‌ترین مشاغل بوده و جامعه آمریکا بدون آنها نمی‌تواند به امور خود بپردازد. این مهاجران، علیرغم این واقعیت، در آمریکا بازداشت شده، از خانواده خود جدا شده و به کشور خود بازگردانده می‌شوند.

اکثریت عظیم آنان به این سبب به آمریکای شمالی مهاجرت کرده‌اند که تاب تحمل دیکتاتوری‌های تحمیلی آمریکا بر کشورهای منطقه، و سیاست‌های بی‌رحمانه‌ای که برای غارت منابع و تجارت ناعادلانه در منطقه به اجرا گذارده شده است را ندارند. وجوه ارسالی این مهاجران برای خانواده‌های خود، درصد بزرگی از تولید ناخالص داخلی (GDP) اقتصاد این کشورها را تشکیل می‌دهد. آنها اینک امید خود را به اجرای عدالتی ابتدائی و اصولی بسته‌اند. در حالی که “قانون سازگاری ” (Adjustment Act) بر مردم کوبا تحمیل شد و فرار مغزها و مصادره جوانان تحصیل کرده کوبا به اجرا گذارده شده است، چرا چنین شیوه‌های بی‌رحمانه‌ای علیه مهاجران غیرقانونی از آمریکای لاتین و کشورهای کارائیب به اجرا گذارده می‌شود؟

زلزله ویران‌گری که همچون شلاق بر هائیتی ـ فقیرترین کشور آمریکای لاتین که دچار این فاجعه طبیعی شد و بیش از ۲۰۰٫۰۰۰ نفر از مردم آن کشته شدند ـ فرود آمد و صدمه اقتصادی وحشتناکی که در اثر فاجعه‌ای مشابه بر شیلی وارد آمد، شاهد روشنی در مورد خطراتی است که این به اصطلاح تمدن بشری را تهدید می‌کند و نیاز به اقدامات اساسی برای امید بخشیدن به نسل بشر برای بقا را مطرح می‌سازد.

جنگ سرد هیچ سودی برای مردم دنیا در برنداشت. قدرت عظیم اقتصادی، تکنولوژیکی و علمی آمریکا قادر نخواهد بود بر تراژدی که بر بالای سر این سیاره بال ‌و پر گشوده است غالب آید. رئیس‌جمهور اوباما باید به داده‌های آماری مربوطه در کامپیوتر مراجعه کند و با مهم‌ترین دانشمندان خود مشاوره کند؛ آن وقت متوجه خواهد شد که کشور او چه فاصله زیادی با مدلی برای بشریت – که آن را ستایش می‌کند – دارد.

از آنجائی که او یک آمریکائی آفریقای‌تبار است و همان‌گونه که در کتاب خود بنام “رویاهای پدرم ” به آن اشاره می‌کند، توهین‌های ناشی از تبعیض نژادی را تحمل کرده است و در نتیجه با فقری که ده‌ها میلیون آمریکائی در آن به سر می‌برند آشنائی داشته، و از آنجائی که تحصیل کرده است، به عنوان یک تحصیل کرده موفق از مزایای طبقه متوسط ثروتمند آمریکائی لذت برده است، بالاخره به اینجا رسید که این نظام اجتماعی را ایده‌آل خود قرار دهد. و در اثر بحران اقتصادی این نظام، قربانی شدن بی‌حاصل آمریکائی‌ها، و در نهایت، استعداد سیاسی بی‌چون و چرایش باعث شد که بتواند در انتخابات برنده شود.

علیرغم این واقعیت، یاغی‌ترین نیروهای راستگرا، اوباما را فردی افراطی می‌دانند و او را تهدید می‌کنند که با کشاندن مبارزه به مجلس سنا لایحه اصلاحاتی مراقبت‌های پزشکی را بی‌اثر کنند و علنا در ایالت‌های مختلف اتحادیه تلاش‌های او را، با ادعای اینکه خلاف قانون اساسی است، خنثی کنند.

مسائل موجود در عصر ما بسیار جدی‌تر از اینهاست.

“صندوق بین‌المللی پول “(IMF) و بانک جهانی و سایر آژانس‌های اعتباری جهانی، که تحت کنترل شدید آمریکا قرار دارند، به بانک‌ها بزرگ آمریکا ـ که خالق فردوس مالی بوده و مسئول هرج و مرج مالی سراسر کره زمین هستند ـ اجازه داده‌اند، به کمک دولت این کشور، در یکایک بحران‌های مکرر و فزاینده‌ نظام سرمایه‌داری جهانی فارغ از دیون بوده و به فعالیت خود ادامه دهند.

بانک فدرال ریزرو آمریکا (بانک مرکزی آمریکا) به دلخواه خود، به چاپ و انتشار اسکناس قابل تبدیل به ارزهای دیگر جهت پرداخت هزینه‌ فتوحات جنگی به نفع مجتمع صنعتی و نظامی آمریکا می‌پردازد. پایگاه‌های نظامی آمریکا در سراسر جهان گسترده است و سرمایه‌گذاری‌های بزرگ چند ملیتی‌ها اقتصاد بسیاری از کشورها را در سراسر جهان کنترل می‌کند. نیکسون، به طور یکجانبه، تبدیل دلار به طلا را متوقف کرد. در حالی که صندوق ذخیره بانک‌ها در نیویورک دارای هفت هزار تن طلا هستند و این بیش از ۲۵ درصد ذخیره طلای جهان است. این رقم در پایان جنگ جهانی دوم بیش از ۸۰ درصد بود. گفته می‌شود که بدهی دولت آمریکا به بیش از ۱۰ تریلیون دلار (۱۰ هزار میلیارد دلار) سر می‌زند. این بیش از ۷۰ درصد تولید ناخالص داخلی (GDP) آمریکاست و مانند باری است که از دوش نسلی به دوش نسل دیگر منتقل می‌شود. این امر وقتی به شدت تایید می‌شود که بدانیم، در واقع، این اقتصاد جهانی است که با هزینه کردن وجوهی عظیم برای دریافت کالاها این دیون را می‌پردازد. چرا که برای پرداخت هزینه کالا و خدمت دریافتی، لازم است دلار آمریکا پرداخته شود و بدین‌وسیله بازار معاملات بزرگ آمریکا بخش بزرگی از ثروت جهان را در اختیار گرفته و بدین ترتیب جامعه مصرفی آمریکا را حفظ و تامین می‌کند.

هرکسی می‌تواند بفهمد که چنین نظامی قابل تحمل نیست و از همین روی است که ثروتمندترین بخش سرمایه‌داران در آمریکا و متحدین آن در سراسر جهان از نظامی دفاع می‌کنند که فقط بر ناآگاهی، دروغ و واکنش‌های طراحی شده در اذهان عمومی جهان متکی است – واکنش هائی که توسط انحصار رسانه‌های جهانی، منجمله شبکه‌های اینترنت، ایجاد می‌شوند.

امروزه، این ساختار در برابر پیشرفت شتاب‌زده تغییرات آب‌وهوائی و نتایج مصیبت‌بار آن ـ که بشر را در کلاف سردرگمی گرفتار کرده ـ در حال فروپاشی است.

جنگ در میان قدرت‌ها دیگر، به گونه‌ای که در اواخر قرن بیشتر به نظر می‌رسید، راه‌حلی برای برطرف کردن اختلافات نیست. ولی جنگ‌ها می‌توانند عواملی را تحت تاثیر قرار دهند که بقاء بشریت نسل انواع هوشمند موجوداتی که روی کره ما زندگی می‌کنند را با مرگ نابهنگام منقرض گرداند.

چند روز پیش، من باور خود را به این شرح ابراز داشتم که، در پرتو واکنش علمی رایج در عصر حاضر، افراد بشر باید مسائل خود در روی کره زمین را حل کنند. و این یک واقعیت است که بشر هرگز نخواهد توانست فاصله مابین خورشید و نزدیک‌ترین سیاره به آن را، که چهار سال نوری – یعنی سرعتی معادل ۳۰۰٫۰۰۰ کیلومتر در ثانیه با آن فاصله دارد ـ بپیماید و این تازه در صورت است که سیاره‌ای به زیبائی سیاره زمین در حوالی خورشید وجود داشته باشد.

ایالات متحده آمریکا ارقامی افسانه‌ای برای پی‌بردن به این مهم هزینه می‌کند که آیا در سیاره مریخ آب وجود دارد یا نه، و آیا شکلی از حیات بدوی در آنجا وجود دارد یا نه. هیچ کس علت آن را نمی‌داند، فقط می‌توانیم علت آن را کنجکاوی علمی بدانیم. میلیون‌ها نوع از موجودات، به میزان فزاینده‌ای، در سیاره زمین در حال انقراض هستند و حجم عظیمی از آب‌های آن مستمرا مسموم می‌شود.

قوانین جدید علمی ـ بر پایه تئوری‌های “انیشتین ” پیرامون انرژی و ماده و نظریه “انفجار بزرگ ” به عنوان منشاء به وجود آمدن میلیون‌ها منظومه و بی‌نهایت ستاره و یا نظریه‌های دیگر ـ باعث بروز تغییرات عمیق در مفاهیم اساسی، مانند مفاهیم فضا و زمان که توجه و تحلیل‌های دانشمندان اهل الهیات را به خود مشغول داشته، گردیده است. یکی از اینان، دوست برزیلی ‌ما (پدر) “فری بتو ” (Frei Betto)، در کتاب خود بنام «این اثر هنری؛ نظریه‌ای تاریخی پیرامون کائنات» که در آخرین نمایشگاه بین‌المللی کتاب در هاوانا عرضه شد، به این موضوع پرداخته است.
پیشرفت‌های علمی در عرض ۱۰۰ سال گذشته بر نظریات کهن و سنتی که هزاران سال بر علوم اجتماعی و حتی فلسفه و الهیات حاکم بود تاثیر گذارده است.

علاقه‌ای که صادق‌ترین متفکران به این دانش جدید ابراز می‌دارند قابل توجه است. ولی ما در مورد اندیشه رئیس‌جمهور اوباما پیرامون سازگاری جامعه مصرفی با علم و دانش ابداً چیزی نمی‌دانیم.

در عین حال، ارزش این را دارد که، هر از چندگاهی، وقت خود را به اندیشه در مورد این مسائل اختصاص دهیم. بشر، مطمئناً، از خیال‌پردازی و طرف شدن با مسائل، با تامل ‌و اعصابی آهنین، دست بر نمی‌دارد. این وظیفه – حداقل برای کسانی که حرفه سیاسی را بر می‌گزینند – و عزم نجیبانه و ضروری جامعه بشری است که در راه ترویج همبستگی و برقراری عدالت تلاش نماید.