|

چنين شيوههايی برای کسب درآمد از پول بدون اينکه رسماً «بهره» گرفته شود، به وضعيتی میانجامد که قوانين شريعت به جای رعايت شدن، دور زده میشوند. وجود تفسيرهای مختلف از قانون بين يک کشور اسلامی ليبرالتر مانند مالزی و کشور ارتدوکستری مانند عربستان سعودی اين را تسهيل میکند- تفاوتی که با وجود نهادهايی مانند «هيأت خدمات مالی اسلامی» که انتظار میرود تکامل يافته و برای اين محصولات استاندارد تعيين کند، مرتفع نمیشود. با اين وجود، روند تعيين محصولات مشخصی به عنوان «همخوان با شريعت» با گزينش گروه منتخبی از کارشناسان برخوردار از دانش لازم از قوانين اسلامی برای بررسی ابزاری که به عنوان بخشی از بخش نوپای ماليۀ اسلامی به وجود آمده اند، اعتبار به دست میآورد. دارايیهای اعلام شده از طرف اين گروه از خواص بعداً میتواند از طرف سرمايهگذارانی که به دنبال سرمايهگذاریهای همخوان با شريعت هستند، خريداری شود.
تارنگاشت عدالت
منبع: بنياد پژوهش اقتصادی، دهلی نو
نويسندگان: سی. پی. چاندراسخار و جاياتی قوش برگردان: ع. سهند
● «مصباحی مقدم به تجربه برخی کشورهای اسلامی بر استفاده از مسکوک [منظور او سوکوک است] اسلامی اشاره و یادآور شد: برای تأمین مالی خارجی ما نیز مانند کشورهایی چون مالزی، بحرین، قطر و امارات میتوانیم از این تجربه استفاده کنیم زیرا مسکوک اسلامی در بازارهای مالی بینالمللی کاملاً شناخته شده است. اگر بخواهیم تأمین مالی خارجی داشته باشیم باید از این طریق استفاده کنیم که خلاف شرع هم نباشد.» («مصباحی مقدم با اشاره به بودجه تصویبی مجلس برای هدفمند كردن یارانهها: مجلس جلوی تحمیل فشار سنگین تورمی بر مردم را گرفت»، ۱۵ بهمن ۱۳٨٨) ● «به دنبال گسترش بانکداری اسلامی، بازار سرمایه اسلامی رو به گسترش است که در حال حاضر مالزی، دبی، کویت و چند کشور اسلامی دیگر از ابزارهای مالی سرمایه خود استفاده میکنند. دارنده اوراق مشارکت در سود و زیان شرکتها شریک است. این اوراق نسبت به اوراق قرضه که مبتنی بر نرخ بهره و ربوی است، ارجحیت دارد. از نقطه نظر اسلام اوراق قرضه مورد قبول نیست و به همین جهت در بازار اسلامی نمیتوانیم از اوراق قرضه استفاده کنیم.» («مصباحی مقدم: استقراض سهام در بازار سرمایه غیرشرعی است»، ۲٩ ديماه ۱۳٨٧)*
***
زمانی که «جهان دوبی» Dubai World تصميم گرفت پرداخت ۲۶ ميليارد دلار بدهی خود را به تعويق بياندازد، در ميان بدهیهای درگير بازپرداخت ۴٫۰۵ ميليارد دلار بابت ۳٫۵۲ ميليارد دلار اوراق بهادار اسلامی يا «سوکوک» وجود داشت. درگير بودن افزاری که در دوره اخير آوازهای کسب کرده بود، اعتبار بخش به سرعت گسترش يابندۀ بانکداری تجاری و سرمايهگذاری اسلامی را زير سؤال برده است.
ويژگی متمايز کنندۀ اين بخش مالی، توليد دارايیهايی است که ساختاری همخوان با قوانين اسلامی يا شريعت دارند. شريعت نزولخواری يا گرفتن بهره (ربا) بابت پول قرض داده شده به ديگران را منع میکند. در نتيجه مسأله يافتن راههای گزينهای است که تفاوت بين هزينه صندوق و درآمد آن را طوری تضمين کند که هزينههای واسطهگری تأمين شده و سودی هم حاصل شود.
يک شيوه آشکار که با آن میتوان اين را انجام داد اين است که تأمين کنندۀ پول، يک دارايی متعلق به قرض کنندۀ بالقوه را بخرد و سپس آن دارايی را به وی «اجاره» ''lease'' بدهد. طی دوره پرداخت اجاره، اجاره کننده به قرض دهنده مبلغی بابت سرمايۀ درميان گذاشته شده، و وجهالضمانی معادل بهره میپردازد. در پايان دوره لازم، دارايی به اجاره کننده منتقل میشود. امکان ديگر، فروش يک دارايی به صورت نسيه از طرف اجاره دهنده است که وی بلافاصله آن را به قيمت کمتری بازمیخرد. بدين معنی، که مشتری يک دارايی را به قيمتی بالاتر از قيمت بازار به طور نسيه از يک مؤسسه مالی میخرد، و سپس آن دارايی را به قيمتی کمتر به بانک میفروشد و بدين طريق مبلغ مورد نظر خود را قرض میگيرد. انتقال مالکيت يک دارايی در هر دو مبادله در ظاهر برای اين است که نشان داده شود اين ترتيبات، به قرض دادن پول جهت کسب ربا منجر نمیشود.
اوراق بهادار اسلامی يا سوکوک نيز در امتداد اين خطوط سازمان يافته است. برخلاف اوراق قرضه عادی که قول بازپرداخت يک قرض است، سوکوک بخشی از مالکيت بر يک دارايی يا بر يک فعاليت اقتصادی را منتقل میکند. اين نوع مبادله معمولاً يک دارايی حقيقی را در برمیگيرد که به عنوان وثيقه پولها عمل میکند، و در نتيجه مبادلهای مطمئن، حتا اگر نه کاملاً مطمئن، به حساب میآيد. در واقع، زمانی که بحران سال ۲۰۰٨ شروع شد و جهان کمبود اعتبار را تجربه کرد، بخش مالی اسلامی کوچک، به علت فعاليتهای کاملاً متفاوت آن، به نظر میرسيد توفان را پست سر گذاشته باشد. اما، در پی به تعويق افتادن پرداختهای «جهان دوبی» آن قضاوت زير سؤال رفته است.
چنين شيوههايی برای کسب درآمد از پول بدون اينکه رسماً «بهره» گرفته شود، به وضعيتی میانجامد که قوانين شريعت به جای رعايت شدن، دور زده میشوند. وجود تفسيرهای مختلف از قانون بين يک کشور اسلامی ليبرالتر مانند مالزی و کشور ارتدوکستری مانند عربستان سعودی اين را تسهيل میکند- تفاوتی که با وجود نهادهايی مانند «هيأت خدمات مالی اسلامی» که انتظار میرود تکامل يافته و برای اين محصولات استاندارد تعيين کند، مرتفع نمیشود. با اين وجود، روند تعيين محصولات مشخصی به عنوان «همخوان با شريعت» با گزينش گروه منتخبی از کارشناسان برخوردار از دانش لازم از قوانين اسلامی برای بررسی ابزاری که به عنوان بخشی از بخش نوپای ماليۀ اسلامی به وجود آمده اند، اعتبار به دست میآورد. دارايیهای اعلام شده از طرف اين گروه از خواص بعداً میتواند از طرف سرمايهگذارانی که به دنبال سرمايهگذاریهای همخوان با شريعت هستند، خريداری شود.
ماليه اسلامی تاريخی طولانی دارد، اما در اواخر دهه ۱٩٧۰ با افزايش درآمدهای نفتی، ارز اضافی دولتها و شرکتها در منطقه غرب آسيا- با دولتها و سرمايهگذاران دارای تمايلات مذهبی- افزايش يافت. علاوه بر اين، شرکتهای مالی جهان، با پی بردن به اينکه سرمايهگذاران از اين منطقه ترجيح میدهند در اين اوراق قرضه مذهبی سرمايهگذاری کنند، تصميم گرفتند وارد اين عرصه شوند.
و در دورههايی که اعتبار در بازارهای عادی کم بود، حتا قرض کنندگان معقول هم ورود به بازارهای مالی اسلامی را جهت تهيه پول برگزيدند. طی اين روند، ماليه اسلامی در ماليه مدرن ادغام شد. براساس بررسی سال ۲۰۰٩ بانکداران، از ۵۰۰ مؤسسه مالی اسلامی، «حجم دارايیهای همخوان با شريعت ۵۰۰ مؤسسه بالای ليست، با رشد بسيار سالم ۲٨٫۶% همراه بود، و از ۶۳٩ ميليارد دلار سال ۲۰۰٨ به ٨۲۲ ميليارد دلار افزايش يافت. در زمانی که رشد دارايیهای ۱۰۰۰ مؤسسه مالی بالای ليست بانک جهانی از ۲۱٫۶% سال قبل به ۶٫٨% کاهش يافت، مؤسسات اسلامی توانستد طی سه سال گذشته به رشد سالانه ۲٨% دست يابند.» آنچه که موجب اين رشد شد توزيع خاصی از دارايیهای اضافی جهان و يک ارزيابی از امنيت نسبی ابزارهای توليد شده از طرف ماليۀ اسلامی بود.
حقيقت اين است که اين بخش هنوز جزو کوچکی از ماليۀ کنونی را تشکيل میدهد و هنوز عمدتاً به کشورهای مسلمان محدود است. ايران، عربستان سعودی و مالزی سه کشور اصلی هستند که از نظر دارايیهای بانکی با شريعت همخوانی دارند. و بحرين، کويت و مالزی از نظر تعداد مؤسسات مالی اسلامی در صدر قرار دارند. اما رشد سريع اين بخش، هم از نظر تعهدات مالی و هم از نظر قرض گرفتن، شاهد ورود بازيگران غيرعادی بوده است. اغلب بانکها و مؤسسات مالی غيربانکی [جهانی] دارای شعب بانکداری اسلامی هستند. اين بازيگران از بخش مالی سنتی جهان مسلح به توانايی ايجاد دارايیهای مشتقه و (ريسکدار) غيرمتداول، و سپس کاربست آنها در جهت توليد ابزارهای مالی همخوان با شريعت وارد صحنه شدند. در هر حال، گرچه غرب آسيا مرکز بانکداری اسلامی است، سرمايهگذاران و قرض کنندگان از آن منطقه به طور فزايندهای به شهر لندن، به خاطر توانايی آن در توليد محصولات مالی غيرشفاف، رو میآورند. حتا ايالات متحده اکنون ميزبان تعداد زيادی از مؤسساتی است که با فعاليتهای مرتبط با ماليۀ اسلامی درگيرند.
بعد از آنکه مراکز مالی متروپل نيز خود را به عنوان مراکز ماليه اسلامی استوار کردند، قرض کنندگان از باقی جهان که [در گذشته] معمولاً اين نوع ابزارها و مبادلات را محکوم میکردند، تصميم گرفتند هم در اين بازارها سرمايهگذاری کنند و هم از آنها قرض بگيرند. جذابيت برای آنهايی که میخواهند از پولهای اضافی ملتهای نفتخيز مسلمان استفاده کنند، قوی است. اما فرصتها به غرب آسيا محدود نيست، زيرا مسلمانان مرفه دارای پول اضافی قابل سرمايهگذاری از نظر جغرافيايی به طور گستردهای پخش هستند. جنرال الکتريک General Electric، اولين کنسرن غربی بود که با انتشار اوراق قرضه اسلامی از اين فرصت بهرهبرداری کرد. بعد از آن تسکو Tesco از بريتانيا و تويوتا Toyota از ژاپن از جمله ديگرانی بودند که اين کار را کردند. دولتها نيز، مانند دولتهای تايلند و کره جنوبی، به بسيج پول با استفاده از اين گونه ابزارها علاقه نشان داده اند.
اين عدم تقارن، که سرمايه مالی متعارف نمیتواند پاسخگوی تقاضای سرمايهگذاریهای همخوان با شريعت باشد، اما قرض کنندگان متعارف میتوانند اوراق قرضه همخوان با شريعت منتشر کنند و سرمايهگذاران متعارف میتوانند پول خود را در اين ابزارها به کار بياندازند، به اين باور انجاميد که ماليه اسلامی دارای آينده درخشانی است. اما، از نظر سهم، ماليه اسلامی کمتر از ۱% کل گستره ابزارهای مالی را تشکيل میدهد. نکته آخر اينکه، بازارهای در حال ظهور دارای رشد سريع مناطقی هستند که اکثريت جمعيت مسلمان جهان در آنجا زندگی میکنند. تقاضای آنها برای دارايیهايی که بتوانند در آن سرمايهگذاری کنند، اگر رشد بازارهای در حال ظهور به سطح قبل از بحران بازگردد، احتمالاً افزايش خواهد يافت. از اين رو پتانسيل برای رشد عظيم به نظر میرسد. و افزايش اخير نرخها در حجم آن ابزارها چنين انتظاراتی را موجه نشان میدهد.
اما، دلايل کافی برای بدبين بودن وجود دارد. يک عامل که رشد اين بخش را محدود میکند هزينه بالايی است که از مبادلات متعددی ناشی میگردد که معمولاً برای همخوان کردن اين ترتيبات با شريعت انجام میشود. ابزارهايی که بر اين اساس تشکيل میشوند، هزينه کارمزدی بالاتر و نرخهای بهره بالاتری دارند، که آنها را غيررقابتی میکند.
به علاوه، اگر قرار باشد برای اينکه مبادلات در چهارچوب قوانين اسلامی نگه داشته شوند به دارایها پيوند داده شوند، اشاعه خاص ابزارهای مشتقات مالی که از خود تغذيه میکنند، غيرممکن خواهد بود. افزون بر اين، از سرمايهگذاران رعايت کنندۀ شريعت انتظار میرود از معامله با مؤسساتی از نوع بنگاههای مالی مدرن با ريسک بالا، که خيلی زياد قرض گرفته اند، پرهيز نمايند. اما، خودِ نياز به يک حجم مناسب دارايیها برای پاسخگويی به احتياجات آنهايی که میخواهند رعايت کنندۀ شريعت باشند ممکن است رقيق شدن مشخصه را موجب شده و به گسترش حجم اين دارايیها ميدان دهد.
چنين رقيق شدنی ممکن است انتقال بانکداری اسلامی از کشورهای اسلامی ارتدوکس تر به کشورهای اسلامی ليبرالتر را تسهيل نمايد. بنا بر يک تخمين Standard & Poor که در «تايمز مالی» نقل شد، حدود 45% کل اوراق قرضه اسلامی منتشر شده بين ژانويه و ژوئيه ۲۰۰٩ در کوالالامپور صورت گرفت، بسيار بيشتر از ۲۲% عربستان سعودی، که به جمعآوری ٩٫۳ ميليارد دلار کمک کرد و مالزی را در صدر منتشر کنندگان اوراق قرضه اسلامی در جهان قرار داد.
«تسخير» بانکداری اسلامی از طرف سرمايه مالی جهانی اکنون اعتبارباخته، با محصولات پيچيده، فعاليتهای سوداگرانه و پاداشهای توجيهناپذير آن، بدين معنی بوده است که ماليه اسلامی صرفاً از ماليه متعارف تقليد میکند. بر تن محصولات موجود در بازارهای مالی نه چندان عادی، لباس همخوانی با شريعت میپوشانند. اين صنعت در اثنا شاهد جز و بحث بود. يک نمونه اظهارات شيخ تقی عثمانی، يک عضو مورد احترام گروه علمای تأييد کنندۀ همخوانی ابزارهای مالی با شريعت است که در «تايمز مالی» (٧ دسامبر ۲۰۰٩) نقل شد، مبنی بر اين که «اوراق قرضه اسلامی زيادی، در تقليد از اوراق متعارف و بهره دهنده که اسلام حرام کرده است، بسيار فراتر رفتند.» اين نظر آنچنان تأثيرگذار بود که موجب نزول شديد بازار قرضه اسلامی شد، احتمالاً به خاطر ترس از بازخريد سرمايهگذاری که غيراسلامی اعلام شد.
اما درجه وفاداری به مبانی اسلامی تنها مشکل اين دارايیها نيست. يک مشکل اضافی اين است که اين بخش با تقليد از ماليۀ متعارف تمام مشکلات ويژه ماليه مدرن را وارد کرده است. اين گرايش با اين شرط که مبادلات بانکداری اسلامی بايد بر دارايیها قرار داشته باشند، تشديد شده است. اين احتمال که بازيگرانی که نفت دارند بر اساس آن کالا قرض بگيرند، ضعيف است. اما دارايیهای سرمايهای انباشت شده در بسياری از کشورهايی که بانکداری اسلامی در آنها رايج است، محدود میباشد. در نتيجه اغلب دارايیهای که عموماً ابزارهایهای مالی اسلامی بر آنها قرار دارند، مستغلات و سرقفلی است، که میتوانند حرکتهای ناپايداری را در ارزش به نمايش بگذارند. اين احتمال عدم پرداخت بدهیها را به علت تصميمات سوداگرانه، افزايش میدهد. «جهان دوبی» به هيچوجه تنها مورد عدم پرداخت نيست. ديگرانی مانند «شرکای کامرون شرقی» East Cameron Partners که مقر آن در آمريکاست، شرکت کويتی «مرکز سرمايهگذاری» Investment Dar، و «گروه سعد» Saad Group عربستان سعودی در گذشته قادر به پراخت بدهیهايی، که اوراق بهادار اسلامی «سوکوک» را هم در برمیگرفت، نشدند. در واقع، سه تا از بزرگترين منتشرکنندگان اوراق قرضه اسلامی واقع در کشورهای متعلق به شورای همکاری خليج در مراحل مختلف عدم پرداخت بدهیها قرار دارند.
اين بدين معنی است که فرض امنتر بودن اوراق قرضه اسلامی به اين دليل که دارايیها پشتوانه آنها هستند، در واقع حقيقت ندارد. يک مشکل اين است که حتا موقعی که دارايیها درگيرند، آنها ممکن است فقط به خاطر رعايت الزامات شريعت، به طريقی که برای سرمايهگذاران کمترين دسترسی به دارايیها را نمیگذارد، وسط گذاشته شده باشند. مشکل ديگر اين است که دارايیهای درگير در موقع فروش آنها برای پرداخت بدهیها، ممکن است فاقد ارزش باشند. اين چيزی است که به نظر میرسد در مورد «جهان دوبی» و بازوی سازندۀ آن، «نخل» اتفاق افتاده باشد، که دارايیهای آنها نوارهای ساحلی يا نوارهای صحرایی آباد شدهای است که برای ارضای هوسهای ثروتمندان به نسخهای از «بهشت روی زمين» تبديل شده اند. موقعی که بحران پول اضافی ثروتمندان را کاهش داد، هيچ خريداری برای دارايیهای مستغلاتی نيمهساز وجود نداشت، و تقريباً آنها را بدون ارزش کرد. خسارات حاصله، «جهان دبی» را مجبور کرد اعلام کند در موقعيت بازخريد اوراق بهادار اسلامی نيست. آن تنها به سرمايهگذاران لطمه نزد، بلکه اعتبار نسخههای اخير و سريعاً در حال رشد آنچه را نيز که به عنوان ماليه اسلامی معرفی شده است، زير سؤال برد.
http://www.macroscan.com/fet/dec09/print/prnt261207Islamic_Banking.htm
* برای اطلاع بيشتر از تبليغات و نظرات نئوليبرالهایهای مسلمان پيرامون «سوکوک» نگاه کنيد به: «اوراق مشارکت با اوراق بهادار صوکوک فرق میکند»، اخبار بانک، ۲٨ ارديبهشت ۱۳٨۶: http://www.bina.ir/html/modules.php?op=modload&name=News&file=article&sid=220
«بانک مرکزی و بورس تدوین آییننامههای« صوکوک» را بررسی میکنند»، اخبار بانک، ۲۶ ارديبهشت ۱۳٨۶: http://www.bina.ir/html/modules.php?op=modload&name=News&file=article&sid=225
«سوکوک صوکوک سکوک صکوک کدام درست بود»، انجمن علمی بانکداران، ۲٨ مرداد ۱۳٨۶: http://bankers.mihanblog.com/post/9
|